جهش تولید | پنج‌شنبه، ۱ آبان ۱۳۹۹

طلحه بن عبید الله - نمایش محتوای تولیدات ویژه

 

 

طلحه بن عبید الله

Loading the player...

طلحة بن عبیدالله از اصحاب پیامبر(ص) و مسلمانان نخستین و پسرعموی ابوبکر بن ابوقحافه خلیفه اول که در جنگ‎های صدر اسلام حضور داشت و از خود رشادت‎هایی نشان داد.
وی پس از وفات پیامبر(ص) به همکاری با خلفای نخستین روی آورد و در کشورگشایی‎های آنان حضور فعال داشت. طلحه از سوی خلیفه دوم به عنوان یکی از شش نفر نامزد خلافت معرفی شد. وی در ماجرای قتل عثمان بن عفان حضور فعال داشت و از تحریک‎کنندگان به قتل خلیفه به شمار می‎رفت. پس از قتل وی با حضرت علی(ع) بیعت کرد؛ اما پس از مدتی بیعت خود را شکست و به همراه زبیر و عایشه همسر پیامبر(ص) و برخی امویان که به ناکثین شهرت یافتند، جنگ جمل را علیه امام علی(ع) به راه‌انداخت و در این جنگ توسط مروان بن حکم (که در سپاه ناکثین حضور داشت) کشته شد.
محتویات [نهفتن]
۱ زندگی‌نامه
۲ اسلام
۳ حضور در غزوات
۴ ایذای پیامبر(ص)
۵ عصر خلفا
۵.۱ شورای شش نفره تعیین خلیفه سوم
۵.۲ شرکت در قتل عثمان
۶ بیعت‌شکنی و جنگ جمل
۷ ثروت طلحه
۸ جایگاه نزد اهل سنت
۹ پانویس
۱۰ منابع
زندگی‌نامه
ابومحمد طلحه بن عبیدالله بن عثمان بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مرة بن کعب بن لؤی بن غالب قرشی تیمی از بنی‎تیم بن مره کمتر از ۱۰ سال قبل از بعثت به دنیا آمد. مادرش صعبه بنت حضرمی عهد پیامبر(ص) را درک کرد و بنابر گفتار برخی از خاندان طلحه، مسلمان از دنیا رفت.[۱]
همسران وی حمنه بنت جحش (دختر عمه پیامبر(ص) و مادر محمد و عمران)، ام کلثوم دختر ابوبکر (که یعقوب، اسماعیل، زکریا و عایشه را به دنیا آورد)، سعدی بنت عوف (مادر عیسی و یحیی)، خوله بنت قعقاع بن معبد بن زرارة بن عدس تمیمی (مادر موسی)، ام حارث بنت قسامه از قبیله طی (مادر ام اسحاق)، ام ابان بنت عتبه بن ربیعه (مادر اسحاق) و زنی از تغلبیه (مادر صالح) بودند. همچنین صعبه و مریم نیز هرکدام از کنیزانی ام ولد بودند.[۲]
اسلام
طلحة بن عبیدالله توسط ابوبکر به سمت اسلام متمایل شد و اسلام آورد.[۳] بنابر نقلی دیگر طلحه در شام بود که راهبی خبر ظهور پیامبری به نام احمد فرزند عبدالمطلب را به او می‎دهد و وی پس از آمدن به مکه به همراه ابوبکر مسلمان می‎شود.[۴]
طلحه به همراه ابوبکر غالبا بوسیله نوفل بن خویلد بن عدویه یا عثمان بن عبیدالله (برادر طلحه) شکنجه می‎شدند. نوفل (یا عثمان) این دو نفر را با یک طناب به هم می‎بست تا از نمازشان جلوگیری کند.[۵]
طلحه از جمله مهاجرانی است که قبل از هجرت رسول خدا(ص) و به همراه برخی از خانواده پیامبر(ص) به مدینه مسافرت کرد[۶] و در خانه حبیب بن اساف از بنی حرث بن خزرج سکنی گزید[۷]. بنابر نقلی طلحه دو لباس سفید برای پیامبر(ص) و ابوبکر از شام آورد و آن دو نفر، لباس‎های سفید شامی را پوشیدند و وارد مدینه شدند.[۸]
پیامبر(ص) در مکه بین طلحه و زبیر بن عوام[۹] یا سعید بن زید[۱۰] یا سعد بن ابی وقاص[۱۱] عقد اخوت بست و پس از مهاجرت به مدینه، پیامبر(ص) بین طلحه و کعب بن مالک[۱۲] یا ابوایوب انصاری[۱۳] یا ابی بن کعب[۱۴] در ماجرای عقد اخوت، پیمان برادری بست.
طلحه از جمله راویان پیامبر(ص) است که این روایت معروف از اوست:
طلحه می‎گوید: از پیامبر(ص) پرسیدم چگونه بر شما صلوات بفرستیم. ایشان فرمودند: بگو: «اللَّهمّ صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی إبراهیم إنک حمید مجید، و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی آل إبراهیم إنک حمید مجید»[۱۵]
اشخاصی مانند فرزندانش یحیی و موسی و عیسی، قیس بن ابوحازم، احنف بن قیس، سائب بن یزید، ابوعثمان نهدی و ابوسلمة بن عبدالرحمن از وی روایت نقل می‎کردند.[۱۶]
حضور در غزوات
طلحه هنگام غزوه بدر، در مدینه حضور نداشت و پیامبر(ص) وی و سعید بن زید را به سمت شام برای تجسس فرستاده بود و وقتی از شام برگشت که مسلمانان از بدر بازگشته بودند. طلحه پس از بازگشت از سفر نزد پیامبر(ص) رفت و از وی طلب سهم از غنایم غزوه بدر کرد و پیامبر(ص) سهمی از غنایم را به وی اختصاص داد.[۱۷]
طلحه در غزوه احد حضور داشت و بنابر برخی نقل‎ها از خود رشادت‎هایی نشان داد. وی در این جنگ مجروح شد و برخی انگشتانش از کار افتاد.[۱۸]
طلحه پس از شکست مسلمانان در اواخر این غزوه و منتشر شدن خبر کشته شدن پیامبر(ص) به همراه برخی مهاجرین و انصار از جمله عمر بن خطاب از جنگ کناره‎گیری کرد. انس بن نضر روی به سوی ایشان آورد و گفت چرا نشسته‎اید؟ گفتند: پیامبر(ص) کشته شده است. انس گفت: پس برخیزید و شما هم به همان راهی که پیامبر(ص) کشته شد، بروید و بزرگوارانه کشته شوید.[۱۹]
البته بنابر نقلی دیگر طلحه یکی از معدود کسانی شمرده شده است که پس از حمله قریش در اواسط نبرد (که بسیاری از مسلمانان فرار کردند)، در اطراف پیامبر(ص) ثابت‌قدم باقی ماند.[۲۰]
همچنین طلحه قبل از غزوه تبوک، عهده‎دار هدایت سریه‎ای شد که گروهی از منافقینی که در خانه سویلم یهودی جمع شده بودند، متفرق کند.[۲۱]
ایذای پیامبر(ص)
طلحه درباره همسران پیامبر (ص) سخنی گفت که پیامبر را ناراحت کرد و به همین جهت آیاتی در مذمت وی نازل شد. طلحه گفت: اگر پیامبر(ص) بمیرد، با عایشه همسرش وصلت می‎کنم. به همین جهت آیه وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَ‌سُولَ اللَّـهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّـهِ عَظِيمًا (ترجمه: و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد، و مطلقاً [نبايد] زنانش را پس از [مرگ‌] او به نكاح خود درآوريد، چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى‌] بزرگ است.)[احزاب–۵۳] نازل شد.[۲۲]
عصر خلفا
طلحة بن عبیدالله از جمله کسانی بود که در رکاب خلیفه اول (ابوبکر)، در جنگ‎های رده، حضور داشت.[۲۳] وی همچنین به همراه عمر بن خطاب، عثمان بن عفان و عبدالرحمن بن ابوبکر از جمله کسانی بود که قبل از دفن ابوبکر، وارد قبر وی شدند و سپس ابوبکر را در کنار پیامبر(ص) دفن کردند.[۲۴]
طلحه در برخی موارد ابوبکر را به خاطر میدان دادن بیش از اندازه به عمر بن خطاب سرزنش می‌نمود[۲۵] و از جمله کسانی بود که پس از اعلام جانشینی عمر بن خطاب به عنوان خلیفه بوسیله ابوبکر بر این کار وی اعتراض کرد.[۲۶]
طلحه از جمله شرکت‎کنندگان در برخی فتوحات از جمله فتح ایران است که به همراه عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام هنگام خلافت عمر بن خطاب در این سلسله جنگ‎ها شرکت داشت.[۲۷] وی همچنین در برخی کشورگشایی‎ها، به عمر، مشاوره می‎داده است.[۲۸]
شورای شش نفره تعیین خلیفه سوم
نوشتار اصلی: شورای شش نفره
طلحه به همراه امام علی علیه‌السلام، عثمان بن عفان، زبیر بن عوام، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص در شورای شش نفره تعیین خلیفه سوم قرار گرفت. عمر در وصف طلحه گفت: «او مردی است در جستجوی آبرو و ستایش که مال خود را می‎بخشد تا به مال دیگران برسد و نیز به کبر گرفتار است.»[۲۹]
برخی قائل‎اند که وی در آن زمان در خارج از شهر مدینه قرار داشت. اما پس از اینکه بازگشت، رأی خود را عثمان اعلام کرد.[۳۰] برخی نیز گفته‎اند وی پس از مرگ عمر و بیعت با عثمان به مدینه بازگشت.[۳۱]
شرکت در قتل عثمان
طلحه از جمله محاصره‎کنندگان خانه عثمان بود که بر محاصره خانه خلیفه اصرار فراوان داشت و بسیار بر این مطلب سخت می‎گرفت و مانع ورود آب به خانه عثمان می‎شد؛ تا زمانی‎که حضرت علی(ع) بر این مطلب واقف شد و ناراحت گردید و بعد از آن اجازه داده شد که مشک‎های آب را به سمت خانه عثمان ببرند.[۳۲]
همچنین در ایام محاصره، وی امامت جماعت شهر مدینه را برعهده گرفته بود.[۳۳]
بنابر نقل ابن اعثم، طلحه به همراه مردی از بنی‌تیم خانه عثمان را محاصره کرد و عثمان از حضرت علی (ع) درخواست کمک کرد. پس از مداخله حضرت علی(ع) در این ماجرا، طلحه به همراه یارش از محاصره خانه دست کشید.[۳۴]
طلحه در ماجرای قتل عثمان متهم به قتل خلیفه سوم شد. برای این مطلب شواهدی وجود دارد؛ از جمله:
عثمان بن عفان در زمان محاصره‎شدن خانه‌اش، طلحه را مسئول مخالفت‎ها می‎دانست و طلحه را تحریک‎کننده اصلی بر شورش علیه خلافت معرفی می‎کرد[۳۵].
همچنین یعقوبی از طلحه در کنار زبیر و عایشه به عنوان اصلی‎ترین تحریک‎کنندگان مردم بر قتل خلیفه سوم نام می‎برد.[۳۶]
حتی پسرش محمد نیز وی را در قتل عثمان شریک می‎دانست.[۳۷]
مروان بن حکم علت کشتن طلحه را در جنگ جمل این مطلب عنوان می‎کرد که هیچ‎کس بر کشتن عثمان بیشتر از طلحه سعی نمی‎کرد.[۳۸]
بیعت‌شکنی و جنگ جمل
نوشتار اصلی: جنگ جمل
طلحه اولین نفر بود که پس از قتل عثمان با امام علی(ع) بیعت کرد[۳۹] و چون دستش افلیج بود، مردی از بنی‎اسد بیعت وی را شوم دانست.[۴۰] وی پس از اندک زمانی، بیعت خود را نقض کرد و برای تشکیل سپاهی علیه حضرت علی(ع) به همراه زبیر و عایشه عازم بصره شد و جنگ جمل را به راه‌انداخت.
طلحه در جنگ جمل در سال سی و شش هجری در کنار زبیر و عایشه، علیه امام علی(ع) قیام کرد.[۴۱]
نقل شده که وقتی طلحه و زبیر وارد بصره شدند، عبدالله بن حکیم تمیمی نوشته‎های طلحه را پیش‎شان آورد که نشان از جمع‎آوری سپاه علیه عثمان داشت. عبدالله به طلحه گفت: چه شده است که دیروز بر جمع‎آوری سپاه تأکید داشتی و امروز مطالبه خون عثمان می‎کنی؟ طلحه گفت امروز چیزی جز توبه و طلب خونش را در ماجرای عثمان صحیح نیافتم.[۴۲]
حضرت علی(ع) در این جنگ، طلحه را مکارترین شخص توصیف کرد که در کنار زبیر، عایشه و یعلی بن منیه به عنوان سرسخت‎ترین دشمنان یاد کرده است.[۴۳]
مروان بن حکم در ابتدای جنگ بیان داشت «بعد از امروز دیگر طلب خون عثمان را نخواهم کرد.» مروان در ابتدای جنگ یا پس از فرار سپاهیان جمل و آشکار شدن شکست‎شان، تیری به سمت طلحه بن عبیدالله‌انداخت که بر زانوی طلحه اصابت کرد و وی به خاطر همین تیر از پا در آمد و در کنار رود آبی در بصره به خاک سپردند.[۴۴] گفته‎اند وی در هنگام وفات ۶۴ یا ۶۲ سال داشت.[۴۵]
ثروت طلحه
وقتی طلحه وفات کرد، ثروت بسیاری برجای گذاشت. ارزش غلات طلحه در عراق بین چهارصد تا پانصد هزار درهم و درآمد روزانه وی از غلات عراق حدود هزار درهم بود. همچنین ارزش غلات وی در سراة حدود ده هزار دینار بود. همچنین نقل است که ارزش میراث باقی مانده از وی از زمین و دام و اموال و پول نقد (درهم و دینار) سی میلیون درهم بوده است. دو میلیون و دویست هزار درهم و دویست هزار دینار نقد باقی گذاشت و بقیه به صورت زمین و دام و کالا بود. همچنین نقل شده است که هنگامی که طلحة بن عبید الله کشته شد در دست خزانه‎دارش دو میلیون و دویست هزار درهم پول نقد بود و نخلستان‎ها و دیگر اموالش را به سی میلیون درم ارزیابی کردند. همچنین در نقلی دیگر آمده است که از طلحة بن عبید الله یکصد پوست گاو نر انباشته از زر که در هر یک سیصد رطل طلا بود، باقی ماند.[۴۶]
جایگاه نزد اهل سنت
طلحه نزد اهل سنت از جایگاه والایی برخوردار است و وی را "یکی از عشره مبشره (ده نفری که توسط پیامبر(ص) بشارت به بهشت داده شدند)"، طلحه الخیر، طلحه فیاض، یکی از بیست صحابه دارای فتوا (پس از هفت مفتی بزرگ از صحابه) می‎دانند. وی از جمله راویان بزرگ از پیامبر(ص) است که کسانی مانند پسرانش: یحیی و موسی، قیس بن ابوحازم، ابوسلمه بن عبدالرحمن و مالک بن ابوعامر از وی روایت می‎کردند.[۴۷] همچنین طلحه را در کنار حمزه بن عبدالمطلب، جعفر بن ابی‌طالب، علی(ع)، ابوبکر، عمر بن خطاب، ابوعبیده جراح، عثمان بن عفان، عثمان بن مظعون، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص و زبیر بن عوام، از دوازده حواری پیامبر(ص) به شمار می‎آورند.[۴۸]
پانویس
پرش به بالا ↑ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۲۹
پرش به بالا ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۶۰ و ۱۶۱ و انساب الاشراف، ج۱، ص۸۸ و ۲۴۴ و ج۱۰، ص۱۱۷ و ص۱۳۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۵۷
پرش به بالا ↑ ابن هشام السیره النبویه، ج۱، ص۲۵۱ و ۲۵۲؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۲۷۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۶۸
 انساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۱۵؛ بیهقی، دلائل النبوه، مقدمه، ص۲۷؛ ابن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۹
 ابن هشام السیره النبویه، ج۱، ص۲۸۲ ؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۵، ص۱۱۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۶۸
 انساب الاشراف، ج۱، ص۲۶۹؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۶۸ و ۶۹
 ابن هشام السیره النبویه، ج۱، ص۴۷۷
 انساب الاشراف، ج۱۰، ص۶۱
 ابن هشام السیره النبویه، ج۲، ص۵۶۱
 هاشمی بغدادی، المحبر، ص۷۱
 ابن قتیبه، المعارف، ص۲۲۸
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۶۴
 ابن اثیر،اسد الغابه، ج۲، ص۴۶۸
 هاشمی بغدادی، المحبر، ص۷۳ و انساب الاشراف، ج۱، ص۲۷۱
 مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۱، ص۳۳
 ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۵۲۳
 التنبیه و الاشراف، ص۲۰۵؛ ابن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۲۴؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۶۴ و ۷۶۵
 مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۵۶ و ۱۵۷
 طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۵۱۷
 زرکلی،الاعلام، ج۳، ص۲۲۹
 ابن هشام السیره النبویه، ج۲، ص۵۱۷؛ ابن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، ج۵، ص۳
انساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۲۳، تفسیر القران العظیم، ج۶، ص ۴۰۳
 انساب الاشراف، ج۱۰، ص۹۵
 طبری،تاریخ طبری، ج۳، ص۲۷۵
 طبری، تاریخ طبری، ج۳، ۴۳۳
 طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۴۸۱ و ۴۸۸
 ابن اعثم کوفی،الفتوح، ج۲، ص۲۹۲
پیعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۵۸
ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۴۲ و ۴۴
 انساب الاشراف، ج۵، ص۵۰۴
انساب الاشراف، ج۵، ص۵۶۱
 ابن کثیر دمشقی، البدایه و النهایه، ج۷، ص۱۷۷
 ابن اعثم کوفی،الفتوح، ج۲، ص۴۲۳
 طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۳۷۹
یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۷۵
 ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۸۴
 ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۷۸
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۸؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۳۶
 انساب الاشراف، ج۲، ص۲۰۶ و ۲۰۷
ابن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۱۰۸
 انساب الاشراف، ج۲، ص۲۲۹ و ۲۳۰
ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۳ و ۴۶۴
پابن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۱۰۸ و انساب الاشراف، ج۲، ص۲۴۶ و ۲۴۷ و ج۶، ص۲۵۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۶۸
پرش به بالا ↑ انساب الاشراف، ج۱۰، ص۱۲۸؛ مسعودی، البدء و التاریخ، ج۵، ص۸۲
 ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۶۶ و ۱۶۷
 این حجر عسقلانی، الاصابه، ج۳، ص۴۳۰
 بغدادی، المنمق، ص۴۲۳؛ بسوی، المعرفه و التاریخ، ج۲، ص۵۳۵ و ۵۳۶