Skip to Content
اعلام گروه‌بندی فیلم‌های منتخب سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر
عزت‌الله علیزاده " معاون اجرایی جشنواره: مخاطبان مجازند با هر کد ملی از سه مجموعه سینمای ایران، چهار... مشاهده »
اهالی رسانه در گلزار شهدای آبادان
اهالی رسانه در گلزار شهدای آبادان

در سالروز شهادت...

آیین تکریم و معارفه مدیر کل صدا و سیمای مرکز آبادان
آیین تکریم و معارفه مدیر کل صدا و سیمای مرکز آبادان
در این مراسم ناصر بهرام به عنوان مدیرکل جدید صدا و سیمای مرکز آبادان منصوب و از تلاش پنج ساله داریوش دبیقی مدیرکل سابق این مرکز قدردانی خواهد شد. ناصر بهرام مدیریت خبر صدا و سیمای آبادان و معاونت خبرگزاری صدا و سیمای مرکز خوزستان را در کارنامه...
پوشش مراسم تشییع شهید ابومهدی المهندس
پوشش مراسم تشییع شهید ابومهدی المهندس

پوشش مراسم تشییع شهید ابومهدی المهندس از شبکه ی آبادان و حضور مدیرکل صداو سیمای مرکز آبادان در استودیو

مسابقه دارت (به مناسبت هفته بسیج)
مسابقه دارت (به مناسبت هفته بسیج)
به مناسبت هفته بسیج در صدا و سیمای مرکز آبادان با حضور مدیر پایگاه بسیج مرکز آبادان آقای عیسی تراکمه و داوران محترم آقای سهیل عزیزی و آقای رضا کعبی برگزار شد. 15 نفر از خواهران مرکز در مسابقه شرکت کردن و به 3 نفر اول تا سوم جوایزی اهدا شد. ...
گزارش تصویری
گزارش تصویری
مرز شلمچه باز و تردد روان است
مرز شلمچه باز و تردد روان است
342381_817-2.jpg
مرز شلمچه باز و تردد روان است
راهپیمایی و تجمع مردمی حمایت از امنیت و پشتیبانی از بیانات مقام معظم رهبری
راهپیمایی و تجمع مردمی حمایت از امنیت و پشتیبانی از بیانات مقام معظم رهبری
راهپیمایی و تجمع مردمی حمایت از امنیت و پشتیبانی از بیانات مقام معظم رهبری
راهپیمایی و تجمع مردمی حمایت از امنیت و پشتیبانی از بیانات مقام معظم رهبری
4197329_424.jpg
راهپیمایی و تجمع مردمی حمایت از امنیت و پشتیبانی از بیانات مقام معظم رهبری
دیدار حمید رضا آذرنگ،با مدیر کل صداوسیمای مرکز آبادان
دیدار حمید رضا آذرنگ،با مدیر کل صداوسیمای مرکز آبادان
??????دیدار حمید رضا آذرنگ، دبیر بیست ودومین جشنواره ملی تاتر فتح خرمشهر با مدیر کل صداوسیمای مرکز آبادان
فرهنگ و آداب و رسوم
در جنوب به کسانی که در کار ساخت لنج می‌باشند جلاف یا گلاف گفته می‌شود. در ایران لنج‌ها در کرانه‌های...
ویدئو
پیکر پاک شهید ابومهدی المهندس وارد آبادان شد پیکر پاک و مطهر شهید ابومهدی المهندس با...
ویدئو
پیکر شهید ابومهدی مهندس وارد فرودگاه آبادان شد   لحظاتی پیش پیکر مطهر شهید ابومهدی مهندس...
ویدئو
بدرقه ابومهدی همرزم شهید سپهبد سردار سلیمانی تشییع پیکر ابومهدی المهندس در آبادان ...
بصیرت

بصیرت

بصیرت، نام برنامه ایی است ویژه حماسه 9 دی این برنتمه در روز 8 دی ماه 98 ساعت 11:45 به روی آنتن رفت

شهید سردار ناصر کاظمی

شهید سردار ناصر کاظمی


سردار شهيد ناصر کاظمی(6/6/1361)

فرمانده قرارگاه حمزه سيدالشهدا

- با هم بچه محل بوديم؛ ولی هر کدام­مان توی يک تيم بازی می­کرديم. او در تيم پرسپوليس و من در تيم عقاب. از آن روزها خاطرات زيادی به ياد دارم. يک بازيکن بود که بازی خوب بلد نبود. بچه ­ها او را توی بازی نمی­آوردند و او بيشتر روی نيمکت­  ذخيره­ ها می­ نشست.

يک روز ناصر که متوجه اين قضيه شده بود از زمين بازی بيرون آمد و جايش را به او داد. ديگران اعتراض کردند که او با لحن دوستانه گفت: «اين هم از بازيکنان اين تيم است، او هم بايد بازی کند.»

- يکبار که مسابقات فوتبال در محلة ما برگزار بود، ناصر به عنوان خوش اخلاق­ ترين بازيکن انتخاب شد. به او يک دست گرمکن دادند. هيچ وقت اين گرمکن را به تن او نديدم. به شوخی از دوستانش پرس و جو کردم که گرمگن به تن آقا ناصر می­آيد يا نه!

بعدها که خودش را ديدم از او پرسيدم: «چی شد آقا ناصر؟ گرمکن را از آنجا نياوردی؟!» چيزی نگفت. بعد از مدتی فهميدم گرمکن را توی مدرسه به يکی از بچه­ هايی که وضع مالی خوبی نداشته، داده است.

- هر کاری از دستش بر می­آمد، برای دوستان و آشنايان انجام می­داد. يک روز قرار بود مسابقه بدهيم و يک نفر از بازيکنان کفش مناسب نداشت. ناصر کفش ورزشی خود را در آورد و به او داد. کفش برای پای او بزرگ بود. خود ناصر سريع رفت کفی کفش گرفت و آورد. تا آمد رفتم جلو گفتم: «ناصر خودت می­خواهی چکار کنی؟! مگر قرار نيست بازی کنی؟» نگاهی به اين طرف و آن طرف کرد و گفت: «خدا کريم است، يک کارش می­کنم.»

بعد رفت و کفش همان فرد را که پاره و کهنه بود، برداشت. اگر چه کفش برايش تنگ بود؛ اما به زور آن را پا کرد و داخل زمين شد. خدا می­داند که چقدر عذاب کشيد. بعد از بازی ديدم که چند جای پايش زخم شده است.

- سال 56 -57 بود. به همراه ناصر کاظمی و چند تا از بچه­ های ديگر که فوتباليست و کشتی­ گير بودند، به قزوين می­رفتيم. از تهران دور شده بوديم که ناصر کاظمی ماشين را جلوی يک قهوه خانه متوقف کرد و همه را به نماز فرا خواند. بچه­ ها پياده شدند، وضو گرفتند و همان جا نماز جماعت به پا کرديم. تمام مسافران قهوه­ خانه و همة ماشين­هايی که از آنجا رد می­شدند، متعجب و حيران شده بودند؛ زيرا در آن زمان – رژيم طاغوت- که فساد زياد بود و در آن گير و دار غرب زدگی و تفريحات مبتذل، ديدن چند جوان، آن هم در صف نماز جماعت، واقعاً هم باعث شگفتی بود.

- قبل از انقلاب و در اوج تظاهرات ميليونی مردم ايران، هر روز می­آمد داخل مغازه و شروع می­کرد به درست کردن پرچم و پلاکارد. روی آنها می­نوشت که اين کوچه بن بست است يا چند راه ديگر دارد. نوشته­ ها را وصل می­کرد به سر کوچه­ ها تا بچه­ هايي که در حکومت نظامی گير می­افتند يا از دست مأموران فرار می­کنند، گير نيفتند.

- شهريور ماه سال 1361 بود. اولين مرحله عمليات آزاد سازی جادة پيرانشهر – سردشت آغاز شد. تفکرات زيادی روی باز کردن اين جاده بود. هر کس نظری می­داد. يکي نظرش اين بود که با وضعيت جنگلی منطقه و وجود رودخانه­ ها و ارتفاعات، امکان موفقيت وجود ندارد.

بعضی معتقد بودند که شايد با هلی برد نيروها بتوانيم روی منطقه استقرار پيدا کنيم و به يک يورش ناگهانی پاکسازی مسير را ادامه دهيم؛ اما شهيد کاظمی اعتقاد داشت که ما ضدِّ انقلاب و منطقه را می­شناسيم و مردم کُرد مسلمان و پيشمرگان همراه ما هستند. به همين خاطر بايد مرحله به مرحله و قدم به قدم پيشروی و منطقه را آزاد کنيم و بعد از آن يگانها استقرار پيدا کنند، تا منطقه را تثبيت کنيم. خاطرم هست که جلسه­ ای در تيپ دو لشگر 64 در پيرانشهر برگزار شد.

در آنجا اشکال تراشی زيادی نسبت به انجام اين عمليات از طرف بعضی افراد ديدم. می­گفتند: «امکان پذير نيست. ما دو سال است که در اين منطقه مستقر هستيم و مدام فعاليت می­کنيم؛ ولی نتوانسته­ايم بيشتر از 5 کيلومتر از جادة پيرانشهر فاصله بگيريم.»

می­گفتند کار مشکلی است و کاظمی نمی­تواند اين کار را انجام دهد؛ اما شهيد کاظمی در برابر تمامی اعتراضات گفت:

«آنچه را از شما می­خواهم انجام دهيد و به بقية کارها کار نداشته باشيد.»

او به راه خود ايمان داشت.

- در عمليات «نجار» ناصر کاظمی آن سوی رودخانه «سيروان» از ناحية شکم و دست مجروح شد؛ اما به رغم مجروحيت، روحيه قوی و مقاوم داشت و نيروها را جمع و جور می­کرد. در بيمارستان در دوران نقاهت به ملاقات او رفتم. همه­اش می­گفت: «چرا شهيد نشدم!»

می­گفت: «به کسی نگوييد که من مجروحم. نبايد ضدِّ انقلاب شاد شود.» و در همان حال تمام کارها را انجام می­داد.

- در کردستان اگر کسی از اعضای يک خانواده ضدِّ انقلاب بود، عده­ای می­رفتند و مزاحمت برای آنها ايجاد می­کردند.

وقتی شهيد ناصر کاظمی مطلع شد، مخالفت کرد. می­گفت: «کسی که به فرض بچه­اش ضدِّ انقلاب اگر اين هم ضِّد انقلاب بود، همراه وی می­رفت. ما بايد برخورد درستی داشته باشيم تا اگر با هم ارتباط دارند، هدايت شوند و برگردند نه اين که اينها هم از روی ناچاری بروند و ضدِّ انقلاب شوند.»

- يک شب با هم صحبت می­کرديم. پرسيدم: «ناصر! دوست داری شهيد شوی؟»

گفت: «بله! شهادت را دوست دارم.» پرسيدم: «دوست داری اسير يا جانباز شوی؟»

گفت: «برای جانبازی و اسارت آماده نيستم. من دوست دارم شهيد شوم. آن هم به شکل خاصی!»

گفتم: «چگونه؟»

گفت: «يک تير بخوردم. فقط يک دانه. يا توی قلبم بخورد يا توی پيشانيم. نمی خواهم جنازه­ام تکه پاره شود.»

آن شب راجع شهادت صحبت کرديم؛ ولی او فقط به همان نحوه شهادت راضی بود. روزی که به شهادت رسيد، خبر آوردند که يک تير خورده است؛ آن هم توی پيشانيش.

شهيدناصرکاظمی:

سعی کنيد تحمل عقيده مخالف را داشته باشيد.

برگرفته از کتاب پيشانی و عشق/ محمدعلی قربانی


نویسنده
مراسم سینه زنی مقابل زیارتگاه سید عباس
صدا و سیمای مرکز آبادان      دوشنبه، ۱۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۱۲
با سلام منظورتان از سینه زنی در آبادان دانلود مراس...
صدا و سیمای مرکز آبادان
مستند ژیوان و ژیوار
صدا و سیمای مرکز آبادان      سه‌شنبه، ۴ مهر ۱۳۹۶ ۱۴:۴۸
سلام خداروشکر...
صدا و سیمای مرکز آبادان
مراسم سینه زنی مقابل زیارتگاه سید عباس
سیدعادل      شنبه، ۱ مهر ۱۳۹۶ ۲۲:۰۳
فیلم سینه زنی در ابادان...
سیدعادل
نمایش 1 - 3 از 103 نتیجه
آیتم در هر صفحه 3
از 35