Skip to Content
دستگیری سارقان مسلح در شهرستان آبادان
جانشین فرمانده انتظامی آبادان از دستگیری سارقان مسلح در مخفیگاهشان خبر داد. سرهنگ عزیزالله... مشاهده »
سیمای آبادان، بالاترین میزان بیننده در بین شبکه های استانی را از آن خود کرد
سیمای آبادان، بالاترین میزان بیننده در بین شبکه های استانی را از آن خود کرد

 

مدیر کل صداو سیمای مرکز آبادان گفت: سیمای این مرکز در بین 33 مرکز استانی صدا وسیما بالاترین...

نتایج نظرسنجی از مردم در بهار 99 درباره صدا و سیمای مرکز آبادان مشخص شد
نتایج نظرسنجی از مردم در بهار 99 درباره صدا و سیمای مرکز آبادان مشخص شد

صدا و سیمای مردم آبادان و خرمشهر

5084781_548.jpg
مسابقه دارت (به مناسبت هفته بسیج)
مسابقه دارت (به مناسبت هفته بسیج)
به مناسبت هفته بسیج در صدا و سیمای مرکز آبادان با حضور مدیر پایگاه بسیج مرکز آبادان آقای عیسی تراکمه و داوران محترم آقای سهیل عزیزی و آقای رضا کعبی برگزار شد. 15 نفر از خواهران مرکز در مسابقه شرکت کردن و به 3 نفر اول تا سوم جوایزی اهدا شد. ...
گزارش تصویری
گزارش تصویری
مرز شلمچه باز و تردد روان است
مرز شلمچه باز و تردد روان است
342381_817-2.jpg
مرز شلمچه باز و تردد روان است
سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز جهانی قدس ۱۳۹۹
پخش سخنان رهبر معظم انقلاب از طریق فضای مجازی مرکز آبادان
سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز جهانی قدس ۱۳۹۹
⏰ جمعه، ۲ خرداد ماه، ساعت ۱۲ ظهر ⬅️ به صورت پخش زنده از شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی داخلی و بین المللی
⏰ جمعه، ۲ خرداد ماه، ساعت ۱۲ ظهر ⬅️ به صورت پخش زنده از شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی داخلی و بین المللی
پخش سخنان رهبر معظم انقلاب از طریق فضای مجازی مرکز آبادان
heder-3.jpg
⏰ جمعه، ۲ خرداد ماه، ساعت ۱۲ ظهر ⬅️ به صورت پخش زنده از شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی داخلی و بین المللی
⏰ جمعه، ۲ خرداد ماه، ساعت ۱۲ ظهر ⬅️ به صورت پخش زنده از شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی داخلی و بین المللی
پخش سخنان رهبر معظم انقلاب از طریق فضای مجازی مرکز آبادان
139401210955247575072324_0.jpg
⏰ جمعه، ۲ خرداد ماه، ساعت ۱۲ ظهر ⬅️ به صورت پخش زنده از شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی داخلی و بین المللی
دین و دفاع مقدس
معرفی شهدای آبادان و خرمشهر کاری از فضای مجازی مرکز آبادان
دین و دفاع مقدس
معرفی شهدای آبادان و خرمشهر کاری از فضای مجازی مرکز آبادان
دین و دفاع مقدس
گروه سرود مهدی یاوران تنظیم و آهنگساز: احسان جوادی شاعر: علیرضا شریفی
دین و دفاع مقدس
گروه سرود مهدی یاوران شاعر: قاسم صرافان تنظیم و آهنگساز: احسان جوادی تصویر و تدوین: علی...
ترنم و ترانه

ترنم و ترانه

ترنم و ترانه نام برنامه ایی است که روزهای جمعه از ساعت 20:30 به صورت زنده به روی آنتن می رود برنامه ایی که در قالب درخواست های مردمی برای پخش آهنگ های درخواستی شنوندگان ...

خاطرات مقام معظم ‌رهبری ‌

خاطرات مقام معظم ‌رهبری ‌


خاطرات مقام معظم ‌رهبری ‌از ایام دفاع ‌مقدس

بخشی از خاطرات مقام معظم رهبری از روزهای دفاع مقدس
 

... من دلم می‌خواست بروم آبادان، اما نمی‌شد. تا این که یک وقت گفتم: " هر طور شده من باید بروم آبادان" و این وقتی‌بود که حصر آبادان شروع شده بود.

یعنی دشمن از رودخانه کارون عبور کرده و رفته بود به سمت غرب و یک پل را در آن‌جا گرفته بود و یواش یواش سر پل را توسعه داده بود. طوری شد که جاده اهواز و آبادان بسته شد.

 تا وقتی خرمشهر را گرفته بودند، جاده خرمشهر- اهواز بسته بود، اما جاده آبادان باز بود و در آن رفت و آمد می‌شد. وقتی دشمن آمد این طرف و سرپل را گرفت و کم کم سرپل را توسعه داد، آن جاده هم بسته شد. ماند جاده ماهشهر و آبادان.

چون ماهشهر به جزیره آبادان وصل می‌شود، نه به خود آبادان، آن هم زیر آتش قرار گرفت. یعنی سر پل توسط دشمن توسعه پیدا کرد و جاده سوم هم زیر آتش قرار گرفت و در حقیقت دو، سه راه غیر مطمئن باقی ماند.

 یکی راه آب بود که البته آن هم خطرناک بود. یکی راه هوایی بود و مشکلش این بود که آقایانی که در ماهشهر نشسته بودند، به آسانی هلی‌کوپتر به کسی نمی‌دادند. یک راه خاکی هم در پشت جاده ماهشهر بود که بچه‌ها با هزار زحمت درست کرده بودند و با عسرت از آن جا عبور می‌کردند.

البته جاهایی از آن هم زیر تیر مستقیم دشمن بود که تلفات بسیاری در آن جا داشتیم و مقداری از این راه از پشت خاکریزها عبور می‌کرد. این غیر از جاده اصلی ماهشهر بود. البته این راه سوم هم خیلی زود بسته شد و همان دو جاده، یعنی راه آب و راه هوا باقی ماند.

من از طریق هوا، با هلی‌کوپتر، از ماهشهر به جزیره آبادان رفتم. آن وقت، از سپاه، مرحوم شهید "جهان آرا" که بود، فرمانده همین عملیات بود. از ارتش هم مرحوم شهید "اقارب پرست"، از همین شهدای اصفهان بود.

 افسر خیلی خوبی بود. از افسران زرهی بود که رفت آن جا ماند. یکی هم سرگرد "هاشمی" بود. من عکسی از همین سفر داشتم که عکس بسیار خوبی بود. نمی‌دانم آن عکس را کی برای من آورده بود. حالا اگر این پخش شد، کسی که این عکس را برای من آورد، اگر فیلمش را دارد، مجددا آن عکس را تهیه کند، چون عکس یادگاری بسیار خوبی بود.

ماجرایش این بود که در مرکزی که متعلق به بسیج فارس بود، مشغول سخنرانی بودم. شیرازیها بودند و تهرانیها، و سخنرانی اول ورودم به آبادان بود.

قبلا هیچ کس نمی‌دانست من به آن جا آمده‌ام. چهار، پنج نفر همراه من بودند و همین طور گفتیم: "برویم تا بچه‌ها را پیدا کنیم." از طرف جزیره آبادان که وارد شهر آبادان می‌شدیم، رفتیم خرمشهر، آن قسمت اشغال نشده خرمشهر، محلی بود که جوانان آن جا بودند. رفتم برای بسیجیها سخنرانی کردم.

در حال آن سخنرانی، عکسی از ماها برداشتند که یادگاری خیلی خوبی بود. یکی از رهبران تاجیک که مدتی پیش آمد این جا، این عکس را دید و خیلی خوشش آمد و برداشت برد. عکس منحصر به فردی بود که آن را دست کسی ندیدم. این عکس را سرگرد هاشمی برای ما هدیه فرستاده بود. نمی‌دانم سرگرد هاشمی شهید شده یا نه، علی ای‌حال، یادم هست چند نفر از بچه‌های سپاه و چند نفر از ارتشیها و بقیه از بسیجیها بودند.

در جزیره آبادان، رفتیم یگان ژاندارمری سابق را سرکشی کردیم. بعد هم رفتیم از محل سپاه که حالا شما می‌گویید هتل بازدیدی کردیم. من نمی‌دانم آن جا هتل بوده یا نه. آن جایی که ما را بردند و ما دیدیم، یک ساختمان بود، که من خیال می‌کردم مثلا انبار است.

خلاصه، یکی دو روز بیشتر آبادان نبودم و برگشتم به اهواز. وضع آن جا آبادان را قابل توجه یافتم. یعنی دیدم در عین غربتی که بر همه نیروهای رزمنده ما در آن جا حاکم بود، شرایط رزمندگان از لحاظ امکانات هم شرایط نامساعدی بود.

 حقیقتا وضعی بود که انسان غربت جمهوری اسلامی را در آن جا حس می‌کرد، چون نیروهای خیلی کمی در آن جا بودند و تهدید و فشار دشمن، بسیار زیاد و خیلی شدید بود. ما فقط شش تانک آن جا داشتیم که همین آقای اقارب پرست رفته بود از این جا و آن جا جمع کرده بود، تعمیر کرده بود و با چه زحمتی یک گروهان تانک در حقیقت یک گروهان ناقص تشکیل داده بود.

بچه‌های سپاه، با کلاشینکف و نارنجک و خمپاره و با این چیزها می‌جنگیدند و اصلا چیزی نداشتند.

این، شرایط واقعی ما بود، اما روحیه‌ها در حد اعلی. واقعا چیز شگفت‌آوری بود! دیدن این مناظر، برای من خیلی جالب بود.

یکی، دو روز آنجا بودم و بازدیدی کردم و هدفم این بود که هم گزارش دقیقی از آن جا به اصطلاح برای کار خودمان داشته باشم "وضع منطقه را از نزدیک ببینم و بدانم چه کار باید بکنم" و هم این که به رزمندگانی که آنجا بودند، خدا قوتی بگوییم، رفتم به یکایک آنها، خدا قوتی گفتم. همه جا سخنرانی‌هایی کردم و حرفی زدم.

با بچه‌هایی که جمع می‌شدند بچه‌های بسیجی عکس‌های یادگاری گرفتم و برگشتم آمدم.

این، خلاصه حضور من در آبادان بود. بنابراین، حضور من در آبادان در تمام دوران جنگ، همین مدت کوتاه دو روز یا سه روز، الان دقیقا یادم نیست، بیشتر نبود و محل استقرار ما، در اهواز بود. یک جا را شما توی فیلم دیدید که ما ازخانه‌ها عبور می‌کردیم.

 این، برای خاطر این بود که منطقه تماما زیر دید مستقیم دشمن بود و بچه‌های سپاه برای این که بتوانند خودشان را به نزدیکترین خطوط به دشمن که شاید حدود صد متر، یا کمتر، یا بیشتر بود برسانند. خانه‌های خالی مردم فرار کرده و هجرت کرده از آبادان و قسمت خالی خرمشهر را به هم وصل کرده بودند. الان یادم نیست که اینها در آبادان بود یا خرمشهر، به احتمال قوی، خرمشهر بود ... بله، "کوت شیخ" بود. این خانه‌ها را به هم وصل کرده و دیوارها را برداشته بودند.

وقتی انسان وارد این خانه‌ها می‌شد، مناظر رقت‌انگیزی می‌دید. دهها خانه را عبور می‌کردیم تا برسیم به نقطه‌ای که تک تیرانداز ما، با تیر مستقیم، دشمن و گشتیهایش را هدف می‌گرفت. من بچه‌های خودمان را می‌دیدم که تک تیرانداز بودند و خودشان را رسانده بودند به پشت سنگرهایی که درست مشرف به محل عبور و مرور دشمن بود. البته دشمن هم، به مجرد این که اینها یکی را می‌انداختند، آن جا را با آتش شدید می‌کوبید. این طور بود. اما اینها کار خودشان را می‌کردند.

این یک قسمت از خانه‌ها بود که ما رفتیم دیدیم. خانه‌های خالی و اثاثیه‌های درست جمع نشده که نشانه نهایت آوارگی و بیچارگی مردمی بود که اسبابهایشان را همین طور ریخته بودند و رفته بودند. خیلی تاثرانگیز بود!

جوانانی که با قدرت تمام جلو می‌رفتند، مدام به من می‌گفتند: "این جا خطرناک است." می‌گفتم: "نه. تا هر جا که کسی هست، باید برویم ببینیم!" آخرین جایی که رفتیم، زیر پل بود. پل شکسته شده بود. پل آبادان خرمشهر، یک جا قطع شده بود و قابل عبور و مرور نبود. زیر پول، تا محل آن شکستگی، بچه‌های ما راه باز کرده بودند و می‌رفتند و من هم تا انتها رفتم.

گمان می‌کنم و چنین به ذهنم هست که در آن نقطه آخری که رفتیم، یک نماز جماعت هم خواندیم. من همه جا حماسه و مقاومت دیدم. این، خلاصه حضور چندین ساعته ما در آبادان و آن منطقه اشغال نشده خرمشهر به اصطلاح کوت شیخ بود.

                                                        برگشت به صفحه اصلی


نویسنده
مراسم سینه زنی مقابل زیارتگاه سید عباس
صدا و سیمای مرکز آبادان      دوشنبه، ۱۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۱۲
با سلام منظورتان از سینه زنی در آبادان دانلود مراس...
صدا و سیمای مرکز آبادان
مستند ژیوان و ژیوار
صدا و سیمای مرکز آبادان      سه‌شنبه، ۴ مهر ۱۳۹۶ ۱۴:۴۸
سلام خداروشکر...
صدا و سیمای مرکز آبادان
مراسم سینه زنی مقابل زیارتگاه سید عباس
سیدعادل      شنبه، ۱ مهر ۱۳۹۶ ۲۲:۰۳
فیلم سینه زنی در ابادان...
سیدعادل
نمایش 1 - 3 از 103 نتیجه
آیتم در هر صفحه 3
از 35