نمایشگر دسته ای مطالب

جزیره

عدنان به تنهایی و دور از همهمه اهالی محله، به تنهای در جزیره یی به دور از فامیل، زندگی می کنه. شیخ نور خبر مهمی را به او می دهد که پسر عمویش حاتم کشته شده عدنان به طایفه ی ابومرزوق مظنون می شود ولی شیخ نور به او می گوید که کار آنها نبوده ، هر چند که سالهاست که با طایفه ی ابومرزوق اختلاف دارند ولی آنها گفته اند که کارشان نبوده، ولی با این حساب حاضرن فصل (خونبها) بدهند. شیخ نور به عدنان گفت که حاضرن خواهرشان عالیه را به عقد دربیاورند عدنان زیر بار نمی رود ولی شیخ نور او را مجاب می کند که بپذیرد صدای شلیک گلوله در نخلستان ها به گوش می رسد عدنان به شیخ نور می گوید که اجنبی های انگلیسی در نخلستان های اطراف نفوذ کردند

عالیه به عقد عدنان درمی آید و به تنهایی به جزیره عدنان وارد می شود با حنانه زن اول عدنان مواجه می شود و از برخورد مهربانانه حنانه تعجب می کند.

حنانه رابطه گرم و صمیمی با عالیه برقرار می کند و با او هم کاسه می شود و قصه دل را برایش بازگو می کند.

هجوم اجنبی های انگلیسی در روستا بیشتر شده و عدنان احساس میکند جان حنانه و عالیه در خطر است. از آن دو می خواهد که روستا را ترک کنند و خود به تنهایی می ماند که به جنگ اجنبی ها برود.

 

Loading the player...
عوامل تولید:

نویسنده : عبدالرضا سواعدی

بازیگران : مهدی گازری، هادی صابر، نازی جمعی ، مرجان پارسا، ژوبین دابیان

صدابردار : ماجد ثامری

تهیه کننده : عبدالرضا سواعدی

تاریخ تولید: 1393